اول اخر یار
بار دیگر شاهد ظلمی آشکار در حق یکی از یاران یارسان خویش بودیم. ظلمی که به ظاهر در حق جناب آقای جواد احمدی یار عزیز ساکن ساوه رخ داد. ولی در حقیقت امر برای چندمین بار، هتک حرمت مردمان بیآزار یارسان بود. اقدامی که بار پیش منجر به خودسوزی سه یار عزیز و انسان پاک شد و ما در پی آن آموختیم که دیگر نسوزیم، بلکه در پی احقاق حقوق خویش به اقدامات عملی رو بیاوریم. البته در این راه لازم است نکاتی را در نظر بگیریم.
اول اینکه حق گرفتنی است و تا مردم یارسان فارغ از اختلاف عقیدتی خویش که البته تا حدودی طبیعی است، بدور از منیت و با تکیه بر بزرگان، فعالان مدنی، اجتماعی و ارادهی جمعی دارای جایگاهی در قانون اساسی نشوند، این روند هتک حرمتها متوقف نخواهد شد. شاید بصورت سطحی برخوردهایی با عاملین ظاهری صورت بگیرد ولی تجربه ثابت نموده که دوباره در مکان و شرایط دیگر ظهور خواهد کرد.
دوم؛ متاسفانه بعضی چه در داخل و چه در خارج یارسان سعی در تقلیل اهمیت موضوع به اشتباه یک بازپرس داشته و نهایت انتظار و توقع خود را محاکمەی او قلمداد مینمایند. در حالیکه امروز تنها آقای جواد احمدی نیست که مورد هتک حرمت( بریدن شارب که نماد هویتی یارسان است) قرار گرفته بلکه متاسفانه این همەی مائیم که در بسیاری از زمینهها در میهن آبا و اجدادی خویش مورد تحقیر و بی عدالتی قرار گرفته و میگیریم.
سوم؛ خشونت آفت هر حرکتی است. اما خوشبختانه آیین یارسان به هیچ وجه میانهای با خشونت نداشته و ندارد. هر چند گاهی از سر بی پناهی و برای اثبات حقانیت خویش در طول تاریخ، یاران سر و جان خویش را تقدیم حضرت حق نمودهاند. اما در هیچ کجای تاریخ چند هزار ساله یارسان شاهد آزاری از این مردم نسبت به دیگران نبودەایم و در آینده نیز نخواهیم بود. پس جلوی حرکتهای مدنی یارسان را به بهانەی و ترس از ایجاد تشنج و خشونت گرفتن نمیتواند منطقی باشد.
چهارم؛ متاسفانه بخش اصلی مشکل یارسان عدم روشن کردن مرزهای عقیدتی خویش با ادیان دیگر، بخصوص اسلام میباشد و وقتی ما خود را مسلمان مینامیم بالطبع باید تابع قوانین اسلام باشیم و نباید از یاد برد که تفاوت داشتن دلیل بر دشمنی نیست.
پنجم؛ در پی خودسوزی سه یار عزیز حرکتهایی اعتراضی رخ داد که منجر به تشکیل مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان توسط عدهای از یاران گشت. ولی متاسفانه اقدامات این مجمع هر چند تا حدودی مفید بوده، ولی بدلیل عدم همکاری نهادهای حکومتی و امنیتی به نتیجەی لازم نرسیده است. ولی باید به این مراکز قدرت یادآور شد که اگر مشکلات، در بستری واقعبینانه، منطقی و مطالبه گرایانه بصورت ریشهای حل گردد بهتر از این است که در بستری احساسی و متملقانه به فراموشی سپرده شود.
ششم؛ در دنیای امروز دیگر نمیتوان هیچ حقیقتی را پنهان نمود. چه برسد به وجود مردمانی به نام یارسان که امروز در گسترهی گیتی گسترش یافتهاند و همواره مورد احترام تمامی عقاید و ادیان همسایه خویش بودهاند. چون راهشان راه عشق، دوستی و احترام است. اما متاسفانه رسانههای ایران و بخصوص صدا و سیما حتی نام و نشان این مردمان را نیز سانسور میکنند و همین امر در بروز اینگونه مشکلات بی تاثیر نیست.
هفتم؛ سخن آخر با یار عزیز، جناب جواد احمدی و خانواده ایشان:
"یار گرامی، ما می دانیم که تا چه حد قلب شما جریحهدار و زخمی شده و چه فکرهایی به ذهن پاکتان خطور نموده است. ولی باید به شما یادآور شد که اتفاق پیش آمده توهین به تمام یارسان است و همەی ما همچون شما قلبهایمان به درد آمده است. بدان که حساسیت شما در مورد این نماد یارسان میتواند به سان رشادتهای سایر یاران عزیز، زیربنای دستیابی یارسان به حقوق مسلم شهروندی خویش باشد. پس لزومی برای نومیدی و احساس گناه در شما وجود ندارد."
در پایان کانال فریاد تیمور به رسم یاری دست تکتک بزرگان دینی، مدنی و صاحبان تفکر یارسان را میبوسد و از تمامی آنها خواهشمند است که بدور از اختلاف و تفرقه و به یاری دست جم که به گفته کلام از همه چیز و همه کس بالاتر است، تلاش نمایند حقوق یارسان که مهمترین آنها به رسمیت شناخته شدن این آیین در قانون اساسی است اعاده گردد و دیگر شاهد تبعیض، بی انصافی و بی عدالتی نباشیم.
Kommentare
Kommentar veröffentlichen