طلبه خارجی
سه سال پیش دختر من برای یه عمل جراحی بیمارستان خاتم الانبیا ، بستری بود. تخت کناری، یه بچه سیاه پوست آفریقایی، بستری بود که مادرش همراهش بود.خودشون با هم فرانسوی صحبت می کردند . بعد متوجه شدم که فارسی هم خیلی خوب صحبت می کنند. وقتی یه کم با هم آشنا شدیم، در مورد خودشون شروع به صحبت کرد. می گفت همسرم طلبه جامعه المصطفی قم هست. می گفت تو کشور ما اصلا درآمد نیست و پسرم هم بیماری جدی داره. به ما گفتند اگه برید ایران برای خواندن طلبگی ، حقوق هم دریافت می کنید. پسرت هم درمان می کنید. ۱۰ سال بود که ایران بودند. همسرش درس می خوند و حقوق هم می گرفت. یه شهرکی هست تو قم به نام شهرک مهدیه که برای طلاب هست. اونجا آپارتمان رایگان بهشون داده بودند با آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت رایگان.می گفت ماهانه بن خرید کالا داریم. از حضور در ایران خیلی راضی بود . و همش می گفت کشورتون چقدر ثروت داره. گفتم دلتون برای خانواده هاتون تنگ نمیشه. می گفت همسرم سه ماه یک بار ،برای تبلیغ میره کشور خودمون. سه سال پیش با قیمت دلار اون موقع، می گفت ۱۰ میلیون هزینه بلیطش میشه که ایران میده. بعد میره به خانواده ه...