توسعه فرهنگی
بعد از جنگ جهانی دوم، تغییرات و تحولات وسیع و گسترده ای به ویژه در روابط میان کشورهای استعمارگر و استعمار شده به وجود آمد. بعد از آنکه متفکران و روشنفکران کشورهای در حال توسعه و جهان سوم در یک فرایند طولانی سعی و خطا، متوجه شدند که بایستی به سوی سیاست "توسعه ی درون زا" روی آورند،بر فرهنگ و ارزشهای خودی، بومی و ملی به عنوان نقطه آغازین هرگونه حرکت روبه جلو تأکید شد.
یونسکو“سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد به صورت جدی تر وارد میدان شد و به عنوان مرکز اصلی طراحی و کارشناسی فرهنگ اقدامات خود را آغاز کرد. در اثر همین تلاشها و کوششها و اقداماتی که یونسکو در دههٔ هفتاد قرن بیستم انجام داد برای اولین بار مفهوم“توسعه فرهنگی“پدید آمد و از اوایل دههٔ 1980 به بعد به صورت رسمی وارد ادبیات توسعه شد.
تعریف یونسکو از توسعه فرهنگی ؛
توسعه و پیشرفت زندگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی، به صورتی که با واقعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد،به عبارتی ارتقا و اعتلای زندگی فرهنگی یک جامعه ، دستیابی به ارزش های متعالی فرهنگی آن جامعه است .
مهمترین شاخصهای توسعه فرهنگی را نیز میتوان به قرار زیر برشمرد: 1. عقل گرایی و اهمیت دادن به نقش عقل 2. نگاه مثبت به دنیا و امور دنیوی 3. رویکرد تعاملی با دیگر فرهنگ ها 4. باور به آزادی بیان .
دکترساسانکرمشاهی پژوهشگر، ریشه ضعف درتوسعه فرهنگی کشوررادرنتیجه عوامل زیرمیداند :
_فقدان آزادیهای فردی
_بی ثباتی مدیریتی
_بوروکراسی
_فقدان برنامه ریزی فرهنگی
_فقدان نظم و انضباط درامور
_بهاندادن به یادگیری وآموزش
_فقدان مدیریت مشارکتی
_عدم انگیزه پیشرفت
_و بسیاری مشکلات دیگر.
موانع توسعه فرهنگی در ایران بدلیل حاکمیت نگاه دولتی و کمتوجهی به نقش مردم، محوریت نظام اقتصادی وسیاسی در برنامههای توسعه، سبقت گرفتن نظام تکنولوژی بر نظام اندیشه و فکر، رابطه قدرت ـ منزلت بهجای منزلت ـ قدرت ، میباشد .
دراینجا مبحث حق استفاده همگانی از توسعه فرهنگی در جامعه پیش می آید که دولت جمهوری اسلامی ایران ، امکانات برابرویکسان فرهنگی ، ازقبیل مکانهای فرهنگی همچون فرهنگسراها یاکتابخانه و مطبوعات ،در اختیار گروههای قومی و فرهنگی درسرتاسرکشورقرارنداده است .این
بی تدبیری وبی مسئولیتی نسبت به توسعه فرهنگ پرباروباارزش ایران زمین ، جامعه فرهنگی رانیز دچارسردرگمی واختلال کرده است. از آنجاکه در توسعه ی همه جانبه درجامعه، انسان ،محوروهدف میباشدو بر جستگی نقش او بیشتر در توسعه فرهنگی ظاهرمی شود، نادیده گرفتن فردیت انسان درجامعه ایران از سوی مسئولین،درواقع بی اهمیت شمردن توسعه فرهنگی جامعه است .
نقض ماده ۲۷ از اعلامیه جهانی حقوق بشر : هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونههای مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهرهمند شود.
هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.
دراینجامیتوان ازمهمترین راهکارتوسعه فرهنگی در کشور؛ بها دادن به دانش و ارج نهادن به سرمایه های علمی و فرهنگی آن نام برد ، که برای به وجود آمدن انسانهایی مبتکر، آفرینشگرو خستگی نا پذیر، ضرورت سرمایه گذاری روی یک نسل اهمیت پیدامیکند.
باامیدبه رهایی افکار،باورها،عقیده،و برچیده شدن بساط نابرابری و ظلم وجاری شدن توسعه وگستردگی صف در کشور.
Kommentare
Kommentar veröffentlichen