تعصب

برای امپراطوری ایران قدیم، غربی ها صد بار بیشتر از ما احترام قائل هستند، حتی زمانی که فیلم صد ساخته شد، معترضان اصلی به این فیلم مورخان یونانی بودند که گفتند، دشمنان ما این گونه نبودند و انسانهای قابل احترامی بوده اند. حالا این افراد متعصب گمان می کنند که چون اسم آن تمدن  به نام یکی از گروههای جمعیتی ساکن ایران نزدیکتر است، پس متعلق به آنها بوده و باید به آن حمله کنند و به خاطر افکار سیاسی خود، آن را تخریب کنند.  در حالی که بیشتر این افراد توجه نمی کنند  که آن تمدن متعلق به همه اقوام فلات ایران در منطقه وسیعی بوده است که در آن کرد و فارس و پشتون وترکمن و ازبک و گیلک و بلوچ و پنجابی و شاید هم درصدی حتی قزاق و قرقیز در آن سهیم بودند و هیچ  مرزبندی قومیتی نبوده است و کسی مکان دیگری را نه اشغال کرده است و نه آن را تنگ کرده است.  گستره جغرافیایی وسیعی که  آیین ها و  سنتهای شان یگانه و واحد بوده است. نوروز یکی از بقایای آن است که گویا در مذهب میترائیسم ریشه دارد و هنوز از تاجیکستان تا دیار بکر و سوریه به آن احترام می گذارند و آن قدر تعلق آن به همه اقوام ساکن آن جا قوی هست که همین الان همه بر صاحب بودن آن دعوا می کنند و تقریبا همه مدعی هستند که بانی نوروز خود آن قوم بوده اند. علیرغم تبلیغات وسیع بوزقوردها که دشمن فرهنگ و تمدن ایران باستان هستند، حتی ترکهای ایران در آذربایجان در رسانه ها و گفته های خود مدعی اند که خالق نوروزند و یا کردهای سوریه با وجود فاصله جفرافیایی بیشتر از ایران بیشتر از سایرین به مرکز این گاهواره تمدنی، چنین می گویند. کردهای ترکیه هم که علیرغم فشارهای حکومتهای دبنب عثمانی و ملی گرای پان ترک ها همیشه در ممنوعیت بوده اند، باز هم نوروز را  یکی از شاخصه های فرهنگی خود می دانند و  مردم افغانستان هم علیرغم  فشارهای بنیادگران دینی که دشمن نوروزند، حتی در سطح مقامات رسمی سیاسی شان چننین ادعا هایی مطرح می شود. در مورد زرتشت هم همین داستان هست. همین چند وقت پیش بود که برای کوبیدن کردها، رجب اردوغان به آنها  کافر و آتئیست و زرتشتی  خطاب کرد که البته برای آنها به نظر چندان تلخ هم نبوده است ، چون وقتی خود کردهای ترکیه و سوریه هم  ازتاریخ و گذشته خود صحبت می کنند حتی ادعا می کنند که مذاهب ایزدی و علوی در بین کردها در  واقع ریشه در زرتشتی گری دارد. و همین طور در میان ترکهای ایران که وقتی صحبت از زرتشت شود، بعضا مدعی می شوند که زرتشت از اورمیه بوده است و به آن افتخار می کنند و به همین صورت در میان ساکنان افغانستان می بینیم که با افتخار بلخی ها و کابلی ها هم می گویند زرتشت بلخی بوده است و در مناطق دیگر ایران هم که بحثش نیست. چنین قرابت و یگانگی فرهنگی فقط در صورتی می تواند این قدر عمیق باشد که گذشته همگی یکی باشد. افرادی که فقط بنا به دلیل مشکلات سیاسی خود، در وضعیت فعلی که تقریبا هیچ کسی هم از آن راضی نیست، در تخریب گذشته ایران چنان تند می روند که در واقع بیش از هر کسی به خودشان و گذشته خودشان  می خواهند آسیب بزنند، یکی دیگر از اسطوره های مشترک همه ایرانیان که در میان کردها اتفاق بسیار پررنگ تر است، کاوه آهنگر است که ممکن است ساخته ذهن شاعر بزرگی چون فردوسی از سرزمین توس باشد. واقعی بودن و نبودن داستان ضحاک و کاوه شاید چندان مهم نباشد، اما آن چه که واقعی است، کاوه اسطوره مشترک همه مردمانی بوده است که در فلات ایران زندگی می کرده اند. دیگری سیاوش بوده است که همه  اقوام در  اسطوره های خود به آن جا داده و او را تکریم کرده اند و همینطور آرش کمان گیر و ... و اگرقرار بر . این تمدن ، چیزی نسیت که به راحتی ذکر آن باشد، شاید زمان زیادی لازم باشد.  اگر کسی ناراحت زبان فارسی هست، باید متوجه باشد که اکثر اجداد ما از ترک تا کرد و فارس و گیلک یا بلوچ بوده و یا پشتون این زبان را به عنوان محور مشترک برای ارتباط با هم در نظر گرفته بودند و سرودهای خود را و ادبیات خود را در موارد بسیاری به این زبان نوشته اند و میراث فرهنگی انها با نسبت بسیار بیشتری نسبت به زبان محلی، با این زبان به نسلهای تازه منتقل شده است. مگر همین الان ترکها ادعا نمی کنند که عطار و خیام و ابن سینا و ... ترک بوده اند. یا در مواردی حتی کردهای ترکیه که مدعی اند  مولانا کرد بوده است. اصلا اهمیتی ندارد که او  ترک یا کرد و یا فارس بوده باشد، مهم این است که مولوی فرهنگ یگانه و ارزشهای واحد و یک یکسانی را که به همه تعلق داشته است با یک زبان مشترک نوشته  و منتقل کرده است.

از محمد طالبی، التن ، سوییس

Kommentare

Beliebte Posts aus diesem Blog

روز جهانی نه به حجاب اجباری، روز اعتراض به کلیت جمهوری اسلامی در سراسر جهان