تحریم و تبلیغات سلبریتی‌ها برای حکومت

 (✍️: مجید اسدی، زندانی سیاسی در گوهردشت)

فقدان مشروعیت و تردستی هنرورانه!
فقدان مشروعیت، معنای دیگری از زوال هژمونیک و ایدئولوژیک یک ساختار خودکامه و به مثابه آخرین جان پناهی است که مواجهه تماما سرکوبگرانه دیکتاتور را با مردم، اجتناب ناپذیر می‌کند. نشانه‌های سقوط پی در پی این مواضع ایدئولوژیک - استراتژیک را از دیماه ۹۶ تا به امروز، می‌توان در روندی تکامل یابنده و در تداوم و تکثیر قیام‌ها و اعتراضات مردم و نیز در متن شعارهای آنان به خوبی مشاهده نمود.

در خلاء وجود اقتدار و مشروعیت رژیم، به طور قانونمند، دار و درفش سرکوب که پیش از این در پس پرده شعبده بازان فرهنگ ارتجاع پنهان بود، بی‌نقاب و سراسیمه به روی صحنه آورده شد تا فصل الخطاب و منجی وضع موجود گردد! تشدید و تداوم سرکوب برای پرکردن این خلاء و شکاف، با انگیزه تثبیت و حفظ اوضاع از سوی رژیم و به امید برقراری تعادلی ولو موقت و ناپایدار، بی‌تردید راه به خلق و ابداع فرهنگ‌ها و ارزش‌های نو از سوی مردم می‌برد، چرا که آلترناتیو ایدئولوژیک و فرهنگی، تنها در کوران مبارزه برای آزادی و نفی و تغییر وضع موجود پدیدار می‌شود و سرشت و سرنوشتی یکسان و یگانه با آلترناتیو سیاسی دارد. پیکار برای احیا و تعالی مناسبات و روابط انسانی، شکل و محتوایی تازه از هنر و فرهنگ می‌آفریند. بر این اساس، بریدن توده‌های مردم از ارزش‌ها، الگوها و فرهنگ رایج و رسمی حاکم، آن‌چنان که وکیل الدوله‌های مجلس از آن تحت عنوان عدم اعتماد مردم نسبت به حاکمیت نام می‌برند و در هراسند، خبر از شکست ایدئولوژیک رژیم می‌دهد. از طرفی، رژیم در خلال تسریع فرآیند افول مبانی و مواضع مشروعیت خود، پای مقوله‌ای به نام سلبریتی و طایفه‌ای از هنرمندان را به میان می‌کشد تا به سان خندق بلای هژمونی و اقتداری عمل کنند که هر دم، آن را از دست رفته می‌بیند.

چند روز از آغاز تحریم‌ها می‌گذرد اما، زلزله زدگان کرمانشاه یک سال است که در سرما و گرما، هنوز بی سرپناه و سرگردان‌اند؛ کارگران نیشکر هفت تپه سالهاست که درصدد خلع ید غارتگران مزد، کار و کارخانه‌شان در صف اعتصاب‌اند؛ کردستان و خوزستان بر سر دار، سیستان و بلوچستان مدفون زیر خاک، مادران در سوگ فرزندان، معلمان در زندان و کودکان، دوره‌گرد خیابان‌ها، آگهی فروش قلب و چشم و کلیه فراوان، جنگل‌ها شوره‌زار، رودخانه‌ها و دریاچه‌ها نمک‌زار... و همه این‌ها نتیجه گذشت تنها چند روز نمی‌تواند باشد بلکه، ماحصل سال‌ها تجاوز و چپاول و سرکوب است.

از این رو، موضع‌گیری اخیر این کاست بسته هنر رسمی موجود، علی‌رغم ادعای انسان دوستی و بی‌طرفی‌اش، پیوند ارگانیک خود را با دستگاه حاکم به عریان‌ترین شکل نمایان ساخت. از آنجا که این پیوند، به اعتبار برخورداری از انحصارات و رانت‌های ویژه این سالیان در تولید، فروش و نمایش آثار، خصلتا واجد پایه‌های مادی و طبقاتی است، در مرحله انقباض و ریزش نیروهای رژیم، سست و به تدریج گسسته خواهد شد. شعله‌ور شدن قیام‌ها و اعتراضات، تمامی تعادل‌ها و تضادهای فرعی پیش رو را در تحلیل نهایی به سمت و به سود بالاترین و اصلی‌ترین تضاد موجود یعنی همان تضاد میان مردم و حاکمیت، برهم خواهد زد.

فرانتس فانون می‌گوید: اصولا مبارزه، خود در جریان خود و در فرآیند درونی خویش، وجوه مختلف فرهنگ را توسعه می‌دهد و جهت‌های تازه‌ای به روی آن می‌گشاید. پیکار رهایی‌بخش، اشکال، ارزش‌ها و حدود سابق فرهنگ ملی را احیا و اعاده نمی‌کند. این پیکار که تجدید نظر اساسی در روابط میان انسان‌ها را خواهان است، نمی‌تواند اشکال و محتویات فرهنگی مردم را دست نخورده به حال خود بگذارد.

Kommentare

Beliebte Posts aus diesem Blog

روز جهانی نه به حجاب اجباری، روز اعتراض به کلیت جمهوری اسلامی در سراسر جهان